به‌صورت رمز و راز درآمد. كليسا به جاي اين‌كه همچون مادر مهرباني همه‌ٴ فرزندانش را به‌ آغوش خود فراخواند، به‌صورت يك نامادري درآمد كه به زباني ديگر سخن مي‌گفت‌.1
دو شغل يعني حقوق و طب‌، تاحدي قرباني همين سياست بودند. استفاده از لاتيني آنها را به‌صورت انحصاري درآورد و از مردم جداشان ساخت‌. حقوقدانان و پزشكان تا آن‌جا كه‌ مي‌توانستند، در ميان خودشان به لاتيني سخن مي‌گفتند، ولي هر روز كمتر مي‌توانستند آن را با رواني و درست صحبت كنند. فضل‌فروشان به لاتيني پناه مي‌بردند، درست همان‌طور كه امروز به عبارات علمي نامفهوم متوسل مي‌شوند. خوشبختانه اذهان خلاق‌تر با تلاش براي توصيف‌ صريح و دقيق افكار آنان به شكستن اين زره لغوي پرداختند. آنان چاره‌اي نداشتند، اين جنگ‌ ميان ابهام و وضوح بود و توجه اصلي آنان به وضوح پيامشان بود. ولي لاتيني هنوز چنان‌ موضع محكمي داشت كه آزادشدن از آن چندين قرن طول كشيد و تا همين ديروز كاملاً ميسر نشد. در پايان سده‌ٴ هفدهم جورجو باگْليوي (1668 ـ 1707) كالبدشناس ايتاليايي هنوز مي‌توانست مدعي شود ((قلمرو طب و ادبيات در تصرف زبان لاتيني است ... كدام پزشك‌ فرانسوي‌، كدام انگليسي يا كدام آلماني مي‌تواند زبان محلي را به آن ترجيح دهد؟))
 مقارن سال 1400 مبازره هنوز در مرحله‌ٴ ابتدايي بود، ولي يك معلم لاتيني مثل توماس‌ سَمپسُن آكسفوردي شكايت داشت كه ((ما هر قدر جهد مي‌كنيم بچه‌هايمان روز به روز درست‌ خواندن و درست نوشتن لاتيني را دشوار مي‌يابند.)) حقيقت اين است كه زبان مصنوعي هرگز قادر به پايداري در برابر زبان طبيعي نيست‌. پيروزي آن تنها در يك فضاي تصنعي از نوع مدرسه‌ٴ ديني يا صومعه ميسر بود. چون با زندگي‌ مي‌جنگيد، دير يا زود محكوم به شكست بود.

3. ايتاليايي

در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌، زبان ايتاليايي براي مقاصد علمي خيلي كمتر از فرانسه به كار مي‌رفت‌، ولي انسانگرايي ايتاليايي بر اروپاي باختري تسلط داشت و پس از لاتيني در مقام دوم‌ بود، هر چند خيلي عقب‌تر از آن‌. دليلش روشن است‌؛ فرانسه چيزي براي مقابله يا مقايسه با سه‌ ايتاليايي برجسته ـ دانته‌، پترارك و بوكاچيو ـ نداشت‌. نه‌تنها همين‌، بلكه دانته تقريباً به‌صورت



1.يك قرن بعد، پيترو بِمبو (1470 ـ 1547)، منشي پاپ لئوي دهم اوضاع را به خوبي دريافته و توصيف كرده است‌. وي مي‌گويد لاتيني ناچار است‌ تحت‌الشعاع زبان‌هاي محلي قرار گيرد. همان‌طور كه لاتيني زبان يوناني را از روم قديم بيرون كرد. او خود يكي از بهترين لاتيني‌دانان عصر خويش بود.